• ورود 
  • تماس  
  • آرشیوها 

وبینار تخصصی دانش افزایی معارف فاطمی

03 اسفند 1399 توسط شهیده بنت الهدی
وبینار تخصصی دانش افزایی معارف فاطمی

سومین دوره تخصصی دانش افزایی معارف فاطمی سلام الله علیها

استاد ارائه دهنده:حجه الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر جلالی زیدعزه
استاد:دانشگاه ادیان و مذاهب، دانشگاه قم، مرکز جامعۀ الزهراء، مدرسۀ عالی امام خمینی(ره) دانشکده بین المللی هدی و….

...


مدیر بخش ترجمۀ موسسۀ شیعه شناسی قم،محقق حوزۀ ادیان و عرفان و کلام اسلامی و مذاهب اسلامی گرایش اهل سنت (بخش تخصصی عقاید اشاعره و ماتریدیه) و…….


زمان:۳-۴-۵اسفند ماه ۱۳۹۹ ساعت ۷ عصر

لینک ورود به جلسات:
onlineamoozan.ir/c/26374

جهت ورود بر روی لینک کلیک و ثبت نام کرده وارد جلسه شوید.

معاونت پژوهش و فرهنگی مدرسه علمیه و پایگاه بسیج طلاب شهیده بنت الهدی شهرستان علی‌آبادکتول

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

دلایل عدم تحریف قرآن چیست؟

21 اسفند 1397 توسط شهیده بنت الهدی

قرآن کریم معجزه جاویدان، و سند رسالت نبی خاتم حضرت محمد(صل الله علیه و آله و سلم) است.
این کتاب آسمانی ویژگی ها و امتیازاتی دارد، از جمله این که از آغاز نزول تا کنون از تحریف مصون مانده است . قران فعلی دقیقاً و بدون کم و زیاد همان قرآنی است که بر پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) نازل شده، حتی کلمه و حرفی از آن کم و زیاد نگردیده است، چرا که حافظ و پاسدار قرآن، خدای قادر و توانا است.
خداوند فرمود: “إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود".[۱]

...

pan style="font-size: 14pt;">در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده است. از این جا معلوم می شود که اگر جن و انس و تمام قدرت ها بر ایجاد خللی در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد، از این رو خدا فرمود: “در قرآن هیچ گونه خللی از هیچ جهت وارد نمی شود، و از جانب خداوند فرزانه و ستوده نازل گشته است".[۲]

برخی از دلایل عدم تحریف قرآن:

۱ـ عقل انسان حکم می کند که احتمال هر گونه تغییر و تبدیل از قرآن کریم به دور است، زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده است. قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی.
با دقت در این موضوع روشن می شود که اصولاً کم و زیاد در آن امکان نداشته است.
قران کتابی بود که مسلمانانِ نخستین همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب از آن استفاده می کردند.
از تواریخ اسلامی استفاده می شود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار می دادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بود و هر کودکی را از آغاز عمر با آن آشنا می کردند و هر کس می خواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم می دادند، قرآن مجید بود.
آیا با چنین وضعی کسی احتمال می دهد که دگرگونی در این کتاب آسمانی رخ دهد؟ به خصوص با توجه به این که قران؛ به صورت یک مجموعه با همین شکل فعلی در عصر خود پیامبر جمع آوری شده بود،[۳] و مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت می دادند.

اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته می شد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده بودند. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ می خوانیم در یکی از جنگ ها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند. در داستان “بئر معونه” (یکی از آبادی های نزدیک مدینه) و جنگی که در آن منطقه در زمان حیات پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) اتفاق افتاد می خوانیم که جمع کثیری از قاریان در حدود هفتاد نفر به شهادت رسیدند.
از این مطالب روشن می شود که حافظان و قاریان و معلّمان قرآن آن قدر زیاد بودند که تنها در یک میدان جنگ این تعداد شهید شدند.
هم چنان که گفتیم قرآن فقط قانون اساسی برای مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آن ها را تشکیل می داد، مخصوصاً در آغاز اسلام که هیچ کتابی جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلّم مخصوص قرآن بود.
قرآن یک کتاب متروک در گوشه خانه و یا مسجد که گرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
مسئله حفظ قرآن به عنوان یک سنت و یک عبادت بزرگ همیشه در میان مسلمانان بوده و هست، حتی پس از آن که قرآن به صورت کتاب تکثیر شد و در همه جا پخش گردید و حتی بعد از پیدا شدن صنعت چاپ که سبب شد این کتاب به عنوان پر نسخه‌ترین کتاب در کشورهای اسلامی چاپ و نشر گردد، باز مسئله حفظ قرآن به عنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد، به طوری که در هر شهر و دیار همیشه جمعی حافظ قرآن بوده و هستند.
اکنون در بعضی کشورهای اسلامی مدرسه هایی وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجه اولّ حفظ قرآن است.
اکنون در کشور پاکستان بیش از یک میلیون و نیم حافظ قرآن وجود دارد. سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) و به دستور و تأکید آن حضرت در تمام قرون ادامه داشته است. هم چنین سنت قرائت قرآن در شب ها و روزهای متعدد و ثواب بسیاری که بر قرائت ذکر شده است. آیا با چنین وضعی هیچ گونه احتمالی در مورد تحریف قرآن امکان پذیر است؟! مسلّماً نه.

۲ـ علاوه بر همة این مسأله نویسندگان وحی است، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر، آن را یادداشت می کردند که شمار آن ها را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
ابوعبدالله زنجانی در کتاب “تاریخ قرآن” می گوید: “پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) نویسندگان متعددی داشت که وحی را یادداشت می کردند و آن ها چهل و سه نفر بودند که از همه مشهورتر خلفای چهارگانة نخستین بودند، ولی بیش از همه “زیدبن ثابت” و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(علیه السلام) ملازم پیامبر در این باره بودند".[۴] البته همه کاتبان وحی، همه آیات را نمی نوشتند، بلکه در مجموع آیات را می نوشتند.
کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است دست تحریف کنندگان به سوی آن دراز شود؟

۳ـ دعوت همه پیشوایان اسلام به قرآن موجود: بررسی کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان می دهد که از آغاز اسلام، همه یک زبان مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت می کردند، و این نشان می دهد که کتاب آسمانی به صورت یک مجموعة دست نخورده در همة قرون، از جمله قرون نخستین اسلام بوده است.
مولای متقیان علی(علیه السلام) بعد از رسیدن به خلافت هیچ گونه اشاره ای به کم یا زیاد شدن قرآن نفرمود. نه تنها این کار را نکرد،‌بلکه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر کم و زیادی در قرآن پیش آمده بود، مسلّماً حضرت قرآن اصلی را بر مردم عرضه می نمود. حضرت فرمود: “کتاب خدا میان شما است. سخنگویی است که هرگز زبانش به کندی نمی گراید، و خانه ای است که هیچگاه ستون هایش فرو نمی ریزد. وسیلة عزت است، آن چنان که یارانش هرگز مغلوب نمی شود".[۵]
نیز فرمود: “کتاب خدا نوری است خاموش نشدنی و چراغ پرفروغی است که به تاریکی نمی گراید".[۶]
اگر دست تحریف به دامن این کتاب آسمانی دراز شده بود، امکان نداشت امام علی(علیه السلام) این گونه به آن دعوت کند و به عنوان چراغی که به خاموشی نمی گراید، معرفی کند. مانند این تعبیرها در سخنان علی(علیه السلام) و سایر پیشوایان دین، گواه و دلیل روشنی است بر عدم تحریف قرآن کریم.

۴ـ اصولاً پس از قبول خاتمیت پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) و این که اسلام آخرین آیین الهی است، و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه می توان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ آیا تحریف قرآن ما جاودانگی اسلام طیّ هزاران سال و تا پایان جهان مفهومی می تواند داشته باشد؟![۷]
چون یکی از دلایل تجدید نبوت ها، تحریف کتاب آسمانی بوده است و اگر این تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح می آمد، در حالی پیامبر اسلام، خاتم پیامبران شناخته شده و خود نیز آن را بیان کرده است.
با توجه به این دلایل و دلایل فراوان دیگر که در کتاب هایی که در زمینه عدم تحریف قرآن نوشته شده و لا به لای کتاب های دیگر موجود است،[۸] علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، مسئلة تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و تحریف نخواهد شد، زیرا امکان تحریف دراین کتاب آسمانی راه ندارد.

مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: “یکی از ضروریات تاریخ اسلام این معنا است که تقریباً در ۱۴ قرن قبل، پیغمبر از نژاد عرب به نام محمد(صل الله علیه و آله و سلم) مبعوث به نبوت شده و ادعای نبوت کرده است، و نیز کتابی آورده که آن را به نام قرآن نامیده، و در طول حیاتش مردم را به آن شریعت دعوت می کرده. و نیز از مسلّمات تاریخ است که آن جناب با همین قرآن تحدّی کرده و آن را معجزة نبوت خود خوانده، و نیز هیچ حرفی نیست در این که قرآن موجود در این عصر همان قرآنی است که او آورده و برای بیشتر مردم معاصر خودش قرائت کرده است".[۹]

امام خمینی(رحمه الله علیه) می فرماید: “هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی می برد، و اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، یا چنان ضعیف است که نمی توان بدان استدلال نمود و یا اخباری جعلی بوده که نشانه های جعل از سر و روی آن می بارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمی توان به آن اعتنا کرد".[۱۰]

تحریف قرآن به زیاده، به معنای افزودن چیزی بر قرآن، میان مسلمانان هیج قائلی ندارد،[۱۱] و اما تحریف به نقیصه یعنی کاستن از آیات، تنها برخی از علما بدان معتقد بودند. این را هم علمای شیعه و سنی جواب قاطع داده اند، تا جایی که مرحوم شیخ صدوق عقیده بر مصونیت قرآن از تحریف را از اصول شیعه دانسته و می فرماید: “اعتقاد ما این است: قرآنی که خداوند متعال بر پیامبرش حضرت محمد(صل الله علیه و آله و سلم) نازل فرمود، همان است که در یک مجلد و در دسترس همة مردم قرار دارد و هرگز بیش از آن نبوده است، و هر کس به ما نسبت دهد که ما می گوییم قرآن بیش از این است، مسلّماً دروغگو می باشد".[۱۲]

واقعیت این است که قرآن بدون کوچک‏ترین تحریفى در بین ما موجود است.
امروزه در مجموعه‏ هاى هنرى و فرهنگى و آثار باستانى قرآن هایى موجود است که نگارش آن‏ها به بیش از هزار سال مى‏رسد، و همه نسخه‏ هاى موجود قرآن از آغاز تاکنون بدون هیچ تحریف و کاستى و یا زیادتى موجود است، این مسئله نیز دلیلی دیگر بر تحریف ناپذیرى قرآن است.

پی‌نوشت‌ها:
۱. حجر (۷) آیة ۹.
۲. فصلت (۴۱) آیة ۴۲.
۳. ر.ک: تفسیر نمونه، ج۱، ص ۸ - ۱۰؛ قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص ۲۸.
۴. ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ص ۲۴.
۵. نهج البلاغه (فیض الاسلام)، ص ۴۰۳، خطبة‌.
۶. همان، ص ۶۳۲،‌خطبة ۱۸۹.
۷. تفسیر نمونه، ج ۱۱، ص ۲۱ - ۲۶.
۸. قرآن هرگز تحریف شده؛ آیت الله خویی، بیان، ج ۱، ص ۳۰۵.
۹. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان (ترجمه) ج ۱۲، ص ۱۵۰.
۱۰. محمد هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص ۶۹ (حاشیه حضرت امام بر کفایه الاصول، بحث حجت ظواهر).
۱۱. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج۱، ص ۹۹.
۱۲. باب حادی عشر (اعتقادات صدوق)، ص ۹۳.

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

سال نو و نیازمندان

21 اسفند 1397 توسط شهیده بنت الهدی
سال نو و نیازمندان

در آستانه سال نو،چقدر به فکر نیازمندان هستیم؟؟!!!!

آیا می دانستید کمک کردن به فامیل‌های نیازمند ارزش‌مندتر از کمک‌ به دیگران است…….

...

امام على (علیه السلام) به نقل از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «شروع كن از كسى كه مخارج ایشان را تأمین می‌كنى. مادرت، پدرت، خواهرت، برادرت. سپس هر كه نزدیک‌تر است و صدقه پذیرفته نیست در حالى كه یكى از بستگان، فقیر و محتاج باشد». ( شیخ مفید، الإختصاص، ص 219).

همچنین از امام صادق (علیه السلام) پرسیدند: آیا صدقه دادن به فقیرانى كه بر در خانه‌ها می‌آیند بهتر است یا به خویشاوندان؟ آن حضرت فرمود: «نه، بهتر آن است كه صدقه را براى خویشان خود بفرستد، و این اجر و پاداش بیشترى دارد». (شیخ صدوق، ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص 142)

حتی اگر این فامیل، دشمنی هم با انسان داشته باشد باز هم کمک به وی دارای ثواب زیادتری می‌باشد، چنان‌چه از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده: «از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سۆال شد كه كدام قسم صدقه از سایر صدقات ثوابش بیشتر است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: صدقه دادن به رَحِم و خویشاوندى كه كینه شخص صدقه دهنده را به دل داشته باشد». ( کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 4، ص 10)

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

چرا عده‌اي با اینکه آدمهای مومنی هستند گناه میکنند؟

27 مهر 1396 توسط شهیده بنت الهدی
چرا عده‌اي با اینکه آدمهای مومنی هستند گناه میکنند؟


بی شک گناه و معصیت مثل دیگر امور ممکن، عللى دارد که تا آنها را نشناسیم و هر یک از آنها را با روشى مناسب از میان نبریم، به ترک گناه موفق نخواهیم شد، لذا باید در مرحله‏ اول همت‏ خود را در شناسایى عوامل گناه مصروف بداریم و بعد با روشى درخور، به رفع هر یک از آنها بپردازیم تا کم کم بتوانیم خود را از چنگال گناهان برهانیم.

...

اما چرا شخص مسلمان و مؤمن تن به معصیت مى‌‏دهد؟
چند امر است که هر کدام از آنها در صدور گناه دخیل هستند که عبارتند از:


۱. عدم ایمان یا ضعف آن به مبدا و معاد و تبعات اعمال
۲. غفلت
۳. ضعف اراده در مقابل کوران غرایز و شهوات

 

گروهى از افراد، از آن رو که اساسا انسان‏هاى بى‌‏ایمانى ‏هستند و یا اگر اعتقادى دارند از قوت لازم برخوردار نیست، تن به گناه مى‌‏دهند. بدیهى است که چنین افرادى هنگامى که لذت‏ها و خوشى‌‏هاى زندگى دنیا را با دستورهاى دینى در تعارض ببینند، نمى‌‏توانند اوامر و نواهى اولیاى دین را بر خواسته‏‌هاى خود، مقدم بدارند و از لذایذ نفسانى و حیوانى خود چشم ‏بپوشند، بر مراد خود سوار مى‌‏شوند و از ارتکاب هیچ معصیتى فرو گذارى ‏نمى‌‏کنند.

گروه دیگر از افراد آن طور نیستند که مانند گروه اول از نظر اعتقادى ‏مشکلى داشته باشند، بلکه بر عکس، انسان‏هاى معتقد و پاى بندى هستند، ولى ‏مشکل آنها غفلت از معتقدات است، بدین معنا که امور ظاهرى و اشتغالات‏ معمولى و روز مره زندگى دنیا، آنها را طورى از یاد خداوند و معاد و عقوبت‏هاى ‏اعمال زشت و ناپسند خود غافل نموده که به چیزى جز خواسته‌‏هاى آنى و امور مربوط به زندگى دنیا فکر نمى‌‏کنند.

گروه سوم کسانى هستند که نه مثل دسته اول مشکل عقیدتى دارند که ‏بى‌‏اعتقادى یا ضعف اعتقاد، آنها را به عصیان بکشاند و نه مثل دسته دوم مبتلاى به‏ غفلت هستند که به واسطه آن به دام گناه بیفتند، بلکه هم معتقدند و هم متوجه، ولى ‏با این همه از آن رو که انسان‏هاى سست عنصر و بى‌‏اراده‌‏اى هستند، در صحنه ‏تعارض دین و هواى نفس نمى‏ توانند بر خواسته‌‏هاى نفسانى خویش غالب آیند وخود را کنترل کرده و از معصیت ‏بپرهیزند.
 

اما چگونگى مقابله با عوامل گناه:


اگر شخص گنه‏کار از گروه اول باشد(از نظر اعتقادى‏ وضع مطلوبى نداشته باشد) لازم است قبل از هر چیز، خود را به اعتقادات‏ صحیح و متقنى که بر دلایل برهانى و محکم استوار باشند، مجهز کند. بدین معنا که باید با تفکر و تامل و مطالعه و تحقیق در کتاب‏هایى که متفکران و اندیشمندان الهى، در اعتقادات و مسائل‏ عقیدتى نوشته‌‏اند به مرحله‌‏اى دست‏ یابد که خداى تبارک و تعالى را بدون‏ هیچ شک و شبهه‌‏اى باور کند که:« فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ* وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ؛[زلزله، آيات ۷و۸] پس هر كس به اندازه سنگيني ذره‌‏اي كار خير انجام داده آن را مي‏بيند و هر كس به اندازه ذره‌‏اي كار بد كرده آن را مي‏بيند.»

اما اگر از گروه دوم باشد که غفلت از معتقدات، آنها را به گناه و عصیان مى‏‌کشاند، لازم است از دستورى که اهل‏ سلوک، مراقبه‌‏اش مى‌‏نامند و آن را مایه سعادت ‏مى‌‏دانند، کمک بگیرد، یعنى شخص باید هر روز از آن لحظه‌‏اى که بیدار مى‏‌شود تا وقتى که مى‌‏خواهد بخوابد، در هر جایى و حالى که هست، همواره‏ تمام اعتقادات و باورهایى که بدان‏ها پاى بند است پیش خود مجسم کند و تا جایى‌‏که ممکن است فکر و ذکر و دل خود را به آنها متوجه سازد و بدین ترتیب، ریشه غفلت را -که زمینه ساز گناهان و تخلفات است- در وجود خویش بخشکاند تا برترک گناه و دورى از معصیت توفیق یابد.

اما دسته سومی که اراده کافی ندارند:


مؤثرترین و کارآمدترین راه تقویت اراده، عبارتست از:


۱.تقویت ایمان مذهبی که هدف برتر را ارائه می کند، و عقل و اندیشه و اراده (قوه اجرایی عقل) را با تمام توان، در راستای اهداف الهی بسیج خواهد نمود.


۲. تلقین توانایی و موفقیت، و پرهیز از هرگونه یأس و ناامیدی، و حذف کلمات “نمی توانم، نمی شود، ممکن نیست و امثال آن” از صفحه ذهن.


۳. دعا و توسل از درگاه خداوند مهربان.


۴. انجام واجبات.


۵. پرهیز از کارها و امورات لهو و بیهوده و یا کم فایده.


۶. پرداختن به عبادتها بویژه روزه گرفتن.


۷. تمرین صبر و استقامت در برابر مشکلات و ناملایمات.


از عوامل مهم دیگر اینکه توفیق و موفقیت در این امر را از خدا بخواهد، که این توسل به خدا، انس و ارتباطی بیشتر با محبوب عالمیان برای او ایجاد می کند، که اساس همه ترقّیات محسوب می شود. از این رو سزاوار است این دعا را با تکرار، بر جان خود حک کند: «اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ فیهِ ما یُرْضیکَ، وَاَعُوذُ بِکَ مِمّا یُؤْذیکَ، وَاَسْئَلُکَ التَّوْفیقَ فیهِ لاَِنْ اُطیعَکَ وَلا اَعْصِیَکَ، یا جَوادَ السّآئِلینَ؛ خدایا از تو خواهم در این ماه آنچه تو را خشنود سازد و پناه برم به تو از آنچه تو را بیازارد و از تو خواهم در آن توفیق براى این که پیرویت کنم و نافرمانیت نکنم اى بخشنده به خواستاران»[۱]

پی نوشت:

[۱]. دعاي روز ۲۴ ماه مبارك رمضان/مفاتيح نوين.

 2 نظر
نظر از: حضرت مادر (س) [عضو] 
  • مطیع ولایت (بسیج طلاب سطح 3 اراک )
  • خاطرات خاکی
  • وصیت عشاق
  • یا زینب کبری
5 stars

سلام احسنت

1397/02/07 @ 20:50
نظر از: دهسنگی [عضو] 
  • می نویسم به یاد شهید آوینی
5 stars

سلام. ممنون از مطلبتون.
لطفا به وبلاگ من سری بزنید
یا مهدی…!!
التماس دعا.http://kovsar-aliabad.kowsarblog.ir

1396/10/04 @ 13:09


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

آیا در قرآن به مسائل اقتصادی توجه شده است؟

26 شهریور 1396 توسط شهیده بنت الهدی

اسلام با اقتصاد، دو نوع پیوند دارد: مستقیم و غیر مستقیم.

پیوند مستقیم اسلام با اقتصاد از آن جهت است که مستقیماً یک سلسله مقررات اقتصادى درباره مالکیت، مبادلات، مالیات ها، ارث، نفقه، صدقات، وقف، مجازات هاى مالى و مجازات هایى در زمینه ثروت و… بیان کرده است.

...

آیا در قرآن به مسائل اقتصادی توجه شده است؟

امّا پیوند غیر مستقیم اسلام با اقتصاد از طریق اخلاق است؛ مانند: امانت، عفت، عدالت، احسان، ایثار، منع از دزدى، خیانت، رشوه و…[۱]

اقتصاد که پایه اش ثروت است، در قرآن، «خیر» شمرده شده است:


«إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَیرْا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ؛[بقره/۱۸۰] هنگامى كه یكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبى [مالى‏] از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیكان، بطور شایسته وصیت كند»

ولى قرآن با ثروت اندوزى به مبارزه برخاسته است. اسلام، اقتصاد را در زندگى، هدف نمى داند؛ بلکه وسیله اى براى قوام زندگى تلقى مى کند.
«أَمْوَالَكُمُ الَّتىِ جَعَلَ اللَّهُ لَكمُ‏ْ قِیَامًا؛[نساء/۵] اموال خود را، كه خداوند وسیله قوام زندگى شما قرار داده»

سیاست کلى اسلام درباره اقتصاد چنین است:

۱. توازن اقتصادى و عدالت:

اسلام در عین احترام به «مالکیت خصوصى »، طورى قوانین را تنظیم کرده که ثروت در دست گروهى خاص نباشد؛ لذا با قرار دادن مالیات، زکات، خمس، انفاق … جامعه را به تعادل اقتصادى سوق مى دهد.[۲]
«ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساكینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ كَیْ لا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیاءِ مِنْكُمْ؛[حشر/۷] آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا (این اموال عظیم) در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد.»
«إِذَا أَنفَقُواْ لَمْ یُسْرِفُواْ وَ لَمْ یَقْترُواْ وَ كَانَ بَینْ‏َ ذَالِكَ قَوَامًا؛[فرقان/۶۷] هر گاه انفاق كنند، نه اسراف مى‏نمایند و نه سخت‏گیرى بلكه در میان این دو، حدّ اعتدالى دارند.»

۲. استقلال و خودکفایى اقتصادى:

حضرت على(ع) مى فرماید: «احتج الى مَن شئتَ تکن اسیره، استغن عمّن شئت تکن نظیره؛[۳] بهر كه خواهى نیازمند شو تا در نتیجه اسیر او شوى، و از هر كه خواهى بى ‏نیاز باش تا در نتیجه همانند او باشى، و احسان كن بهر كه خواهى تا امیر او باشى.»
با توجه به این حدیث، اگر ملتى کمکى خواست و ملت دیگر کمک داد، خواه ناخواه، اولى آقاى دومى است؛ اگر بخواهیم با ملّتى در استقلالِ رأى، برابر باشیم، باید از او بى نیاز باشیم. سلامت بنیه اقتصادى و اقتصاد مستقل یکى از شرایط لازم اقتدار ملّى است.

۳ . حداکثر کارایى و برنامه ریزى:
«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللَّهِ الَّتىِ أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّیِّبَاتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ ءَامَنُواْ فىِ الْحَیَوةِ الدُّنْیَا؛(اعراف ۳۲) بگو: چه كسى زینتهاى الهى را كه براى بندگان خود آفریده، و روزیهاى پاكیزه را حرام كرده است؟!» بگو: «اینها در زندگى دنیا، براى كسانى است كه ایمان آورده‏اند (اگر چه دیگران نیز با آنها مشاركت دارند)»

۴ . رشد توسعه اقتصادى در پرتو ارزشهاى اسلامى:

آیات زیادى بیان کرده که جامعه سالم در پرتو اقتصاد سالم معنا پیدا مى کند و اقتصاد سالم در پرتو ارزش ها و مقررات اسلامى شکل مى گیرد.[۴]
«وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجیلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ وَ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِهِمْ مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ وَ كَثیرٌ مِنْهُمْ ساءَ ما یَعْمَلُونَ؛[مائده/۶۶] و اگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنها نازل شده [قرآن‏] برپا دارند، از آسمان و زمین، روزى خواهند خورد جمعى از آنها، معتدل و میانه‏رو هستند، ولى بیشترشان اعمال بدى انجام مى ‏دهند»

برخى از آیات دیگر که به اقتصاد ، اشاره دارد ، عبارتند از:
۱. تجارت و بازرگانى: (بقره، ۲۵۷ / نساء، ۲۹ / توبه، ۲۴ / جمعه، ۹ ـ ۱۱)
۲. کشاورزى: (بقره، ۲۲، ۲۰۵ / انعام، ۹۹ / یوسف، ۴۷ / رعد، ۳ / نحل، ۶۷)
۳. دامدارى: (مائده، ۱ / انعام، ۱۳۶، ۱۴۲ / نحل ۵ ـ ۸)
۴. صنعت: (حدید، ۲۵ / انبیاء، ۸۰ / سبأ، ۱۰ ـ ۱۱ / انفال، ۶۰ / سبأ، ۱۲ ـ ۱۳ / شورى، ۳۲)
۵. درباره کسب ثروت حرام: تعدى به مال یتیم (مائده، ۱۲)، کم فروشى (مطففین ، ۱)، رباخوارى (بقره، ۲۷۵)، قمار (لقمان ،۶)، خوردن مال مردم (توبه، ۳۴)، رشوه خوارى (نساء، ۱۶۱)، دزدى (مائده ، ۳۸) و… .

پی نوشت ها:

[۱]. مبانى اقتصاد اسلامى، شهید مطهرى، ص ۳۴
[۲]. تفسیر نمونه،ج ۲۳ ، ص ۵۰۷
[۳]. بحار الانوار، علامه مجلسى، ج ۷۲، ص ۱۰۷.
[۴]. خطوط کلى اقتصاد در قرآن و روایات، جعفر خوشنویس، ترجمه محمدى انصارى.

 نظر دهید »


فرم در حال بارگذاری ...

فید نظر برای این مطلب

  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • ...
  • 6
  • ...
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • ...
  • 40
حرم فلش - کد ساعت فلش برای وبلاگ و سایت

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
    • احکام
      • خبر
        • مقالات
          • احادیث
    • گیاهان داروی
  • سیره شهدا
  • حجاب و عفاف
  • دلنوشته
  • پرسش و پاسخ
  • بانک سوالات مدرسه
  • اخبار اطلاعات مدرسه
  • ائمه اطهار علیهم السلام


مرکز فرهنگی صالحون

حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس